مرجع تقلید من ماه است که چون دستش مجروح بود، رساله اش را شهدا نوشتند
در جاده اهواز – خرمشهر وصیتنامه هر شهیدی، رساله مرجع تقلید من است
رساله مرجع تقلید من، 300 هزار نسخه خطی است که هیچکدام به خط کوفی نیست و همه نسخه ها را با رنگ سرخ و همه خون در جزیره مجنون نوشته اند
رساله مرجع تقلید مرا بر بالای چوبه دار آیت الله شیخ فضل الله نوری نوشته اند
رساله مرجع مرا در تبعیدگاه شهید آیت الله مدرس و میدان تیر پادگان عشرت آباد تهران، با خون شهید نواب صفوی و اشک چشم آیت الله سعیدی نوشته اند
مرجع تقلید من، سیدعلی است که ولی امر مسلمین جهان است. مجتهد جامع الشرایطی که نماد بصیرت است
من گاهی که میخواهم از مرجع تقلیدم مسئله بپرسم، زنگ میزنم بیت رهبری، اما دغدغه ام شکیات نماز نیست، بی بصیرتی خواص است!
من شک ندارم که نماز مغرب را سه رکعت خوانده ام، اما یقین دارم که اگر در مسجد ضرار 40 رکعت هم نماز بخوانی قبول نمیشود
ما مسجد ضرار هم داشته ایم، و عالم ضرار هم، آقازاده ضرار هم داریم
مگر یادمان رفته که عده ای از همان ها، حسین (ع) را مرتد خواندند چون مناسک حج را فدای اعمال شهادت کرد؟
من معتقدم، خانه خدا در مکه است، اما خدای خانه در فکه
روحانی پیش نماز محله ما آنچنان اسم و رسمی ندارد، اما پدر دو شهید است، ما به اینچنین پیش نماز و نماینده مرجع تقلیدی، قطرات خونمان را هم خمس میدهیم وهمه هستی مان را زکات
ما اهل رساله ایم و البته اهل رسالتیم، که در غدیر روی دوش علی (ع) افتاد و الان این رسالت بر دوش سیدعلی است
روزگار را میبینی؟ بعضی ها برای عمار، ذغال فروش شده اند و روایت می کنند از پشت صحنه دیدارهایشان با علی زمان
و خیال می کنند ما فراموش میکنیم نامه سرگشاده را و سخنان دو پهلو و سکوت برخی را دراوج مظلومیت سیدعلی
نه، ملاک؛ دیدار با علی نیست، عمل به کلامی است که از دو لب مبارک مولا بیرون می آید
به کوری چشم سران فتنه، رابطه ما با اماممان گرم گرم گرم است، می دانید ما خامنه ای را چقدر دوست داریم؟
خامنه ای بگوید دست سران فتنه را ببوسید، همین کار را می کنیم، و اگر حکم جهادمان دهد، اون وقت ما میدانیم و تیغ و حلقوم آقایون
همه میدانند، سران فتنه زنده بودنشان را مدیون کرامت خمینی کبیر هستند
به کوری چشم خواص بی بصیرت، به کوری چشم اندک عالمان بی عمل، رابطه ستاره ها و ماه همچنان محکم و پابرجاست
رابطه ما با خیل عظیم عالمان انقلابی، با مراجع بصیر و بیدار، رابطه مراد و مردی است
اما عالمان بی عمل باید پاسخگوی خدا باشند
ما میدانیم فالوده خوردن با بی.بی.سی و اسراییل، حتی با آب کر و آب زمزم هم پاک نمی شود و بی بصیرتی عین ناپاکی است
وارث را باید درست تقسیم کرد، همه اش را به آقازاده ها نداد و کراهت دارد با وجود ماه، همنشین کرم های شب تاب باشیم و قباحت دارد میان ماه و ستاره ها، به فکر جایگاه و مرید خود باشیم و می دانیم که در این هنگامه عجیب، شهید راه ولایت شدن واجب است
سلام بر امام و مقتدای عزیزمان، سلام بر مراجع بصیر و پرتوان و انقلابی
سلام بر علمای زمان شناس و ولایی
و سلام برهمه یاران ولایت
و دشمنان داخلی و خارجی هم بدانند که اگر ازسرهایمان کوه بسازند، فرزندانمان هرگز در کتاب تاریخ خود، نخواهند خواند که : خامنه ای تنها ماند...
پروردگارا، به حق بندهى مقربت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم خطاكاران از شيعيان مرا ببخش.
از نزد او خارج شدم و به محضر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم شرفياب شدم. ايشان را در حال نماز يافتم. ديدم كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم در نماز خود مىگويد:
«اللهم بحق على عليهالسلام عبدك اغفر للخاطئين من امتى»
خداوندا، خطاكاران از امت مرا، بحق على عليهالسلام بندهى مقربت ببخش.
از آنچه ديده بودم، در من وحشت و ترديد بزرگى ايجاد شد. وقتى نماز رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم به پايان رسيد، خطاب به من فرمودند:
اى پسر مسعود، آيا كافر شدى بعد از آنكه ايمان آورده بودى؟
عرض كردم، ابداً چنين نيست يا رسولاللَّه، بلكه ديدم على عليهالسلام را كه خداوند را به حق شما طلب مىكرد و شما را ديدم كه خدا را به حق على عليهالسلام مىخوانديد. پس ترديد كردم كه كداميك از شما نزد خداى عزوجل برتريد.
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمودند: اى پسر مسعود، بنشين.
پس من در مقابل، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم نشستم.
آن حضرت فرمودند: «ان اللَّه خلقنى و علياً من نور قدرته قبل ان يخلق الخلق بالفى عام اذ لا تسبيح و لاتقديس.» خداوند من و على عليهالسلام را از نور عظمت و بزرگى خود خلق كرد: هزار سال قبل از آنكه ساير خلائق را بيافريند. زمانى كه هيچ تسبيح و تقديسى وجود نداشت.
«ففتق نورى، فخلق منه السموات و الارضين و انا و اللَّه اجل من السماوات و الارضين.» پس نور مرا شكافت و از نور من آسمانها و زمين را آفريد به خداى تبارك و تعالى قسم كه من از آسمانها و زمين برترم.
«وفتق نور على بن ابىطالب عليهالسلام فخلق منه العرش و الكرسى و على بن ابىطالب عليهالسلام و اللَّه افضل من العرش و الكرسى» و چون نور على عليهالسلام را منتشر ساخت عرش و كرسى از نور او خلق گرديد؛ به پروردگار قسم كه على عليهالسلام از عرش و كرسى افضل است.
و فتق نور الحسن عليهالسلام فخلق منه اللوح و القلم و الحسن عليهالسلام و اللَّه افضل من اللوح و القلم». سپس نور حسن عليهالسلام را باز كرد و لوح و قلم از نور حسن عليهالسلام به وجود آمد و به خدا قسم كه حسن عليهالسلام از لوح و قلم نيز برتر است.
«وفتق نور الحسين عليهالسلام فخلق منه الجنان و الحور العين و الحسين عليهالسلام و اللَّه افضل من الحور العين.» و چون هستى را از نور حسين عليهالسلام معطر كرد، بهشت و حوريان زيباروى از نور او پديدار گشتند؛ واللَّه حسين از حورالعين برتر است.
«ثم اظلمت المشارق و المغارب فشكت الملائكه الى اللَّه تعالى ان يكشف عنهم تلك الظلمه فتكلم اللَّه جل جلاله كلمه فخلق منها روحا ثم تكلم بكلمه فخلق من تلك الكلمه نورا فاضاف النور الى تلك الروح و اقامها مقام العرش فزهرت المشارق و المغارب فهى فاطمه الزهراء عليهاالسلام و لذلك سميت الزهراء لان نورها زهرت به السماوات.» سپس همهى هستى از شرق تا به غرب تاريك ماند. ملائكه بر پروردگار از آن همه تاريكى و ظلمت شكايت كردند و خواستند كه پروردگار تاريكى را از ايشان برطرف كند. پروردگار در اجابت خواستهى آنان كلمهاى فرمود، از آن كلمه روحى خلق گرديد، سپس كلمهاى ديگر فرمود و از آن كلمه نورى خلق شد پس آن نور را به آن روح اضافه كرد و آن را در بلندترين مكان عرش قرار داد. همهى عالم از شرق تا به غرب نورانى شد. آن روح آميخته به نور خلق شده از لطف پروردگار كسى نيست، جز فاطمه زهرا عليهاالسلام و به همين دليل او را زهرا عليهاالسلام ناميدند زيرا نورش آسمانها را روشن ساخت. در ادامهى اين روايت زيبا پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم مىفرمايند:
«يابن مسعود اذا كان يوم القيامه يقول اللَّه جل جلاله لى و لعلى ادخلا الجنه من شئتما و ادخلا النار من شئتما و ذلك قوله تعالى (القيا فى جهنم كل كفار عنيد) فالكافر من جحد نبوتى و العنيد من جحد بولايه على بن ابىطالب عليهالسلام و عترته و الجنه لشيعته و لمحبيه.» اى پسر مسعود، چون روز قيامت فرارسد، پروردگار به من و على عليهالسلام مىفرمايد: هركس را كه مىخواهيد به بهشت داخل كنيد و به جهنم بفرستيد هركس را كه مىخواهيد. و اين قول پروردگار در قرآن مجيد است كه (القيا فى جهنم كل كفار عنيد) (1)
هر كافر متكبر لجوج را به جهنم افكنيد پس كافر كسى است كه از نبوت من سرپيچى كند و عنيد كسى است كه از ولايت على بن ابىطالب عليهالسلام و عترتش و محبت كردن به شيعيان و دوستانش سر باززند. (2)
و در روايت ديگرى است كه:
خداوند نور پنج تن را از نور عظمتش آفريد، و آسمان و زمين را از نور پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و عرش و كرسى را از نور على عليهالسلام و لوح و قلم را از نور حسن عليهالسلام و حورالعين را از نور حسين عليهالسلام آفريد. مشرق و مغرب عالم در ظلمت و تاريكى بود. فرشتگان از اين ظلمت به خدا شكايت كردند و خدا را به اين انوار قسم دادند كه ظلمت را بردارد.
اين بود كه خداوند روح و نور فاطمه عليهاالسلام را آفريد، و مشرق و مغرب آفرينش روشن شد.
1- سورهى مباركهى ق، آيهى 24.
2- بحارالانوار، ج 40، ص 43.
www.yazahra.net
اصولاً جنگهايی كه از نوع نظامی است و از وسايل و ادوات نظامی در آن استفاده میشود، بهعنوان جنگ سخت يا Hard War مشهور است. ولی اگر در اين جنگ از وسايل و ادوات و كالاهای فكری و فرهنگی استفاده شود، اصطلاحاً به آن Soft War يا جنگ نرم اطلاق میكنند. بنابراين شاخصهی جنگ نرم، استفاده از ابزارهای فكری و فرهنگی است.
كشورهای استكباری به اين نتيجه رسيدهاند كه همانگونه كه استعمار به شيوههای قديم، ديگر جوابگوی نيازها و اقتضائات امروزه نيست و بايد در قالب استعمار نو وارد برخی از كشورها شد، از طريق جنگ سخت نيز چندان نمیتوان موفقيتهای مورد نظر را كسب كرد. بنابراين سعی میكنند با تمركز بر مسائل فكری، ايدئولوژيك و فرهنگی و در واقع با گشودن جبههی جنگ نرم، به اهداف خود برسند.
امروزه با استفاده از تكنولوژیهای ارتباطاتی مانند سايتها، وبلاگها و... اين تأثيرگذاری از سوی آنها راحتتر اعمال میشود. شيوهی عمدهی اين تأثيرگذاری نيز به اين صورت است كه ابتدا مجموعه مؤلفههايی را در ارتباط با يك موضوع استخراج میكنند؛ يعنی در رابطه با موضوعی كه میخواهند القائی در مورد آن داشته باشند، چند مؤلفه را استخراج كرده و سعی میكنند دستكم نيمی از اين مجموعه مؤلفهها صادق باشد. آنگاه اين اطلاعات صحيح را بهعنوان پوشش و چتری بهكار میگيرند تا در دل آن، چند موضوع خلاف واقع و نادرست را با تجزيه و تحليلهايی و بهعنوان كالا و خدمات فكری و فرهنگی به كام مخاطب بريزند.
بنابراين با جذابيت ظاهری كه برای مخاطبان ايجاد میكنند، آنها را در پی بردن به انگيزهی اصلی، دچار مشكل كنند. زيرا هنگامیكه مخاطب میبيند چند مورد از اين مؤلفهها صحيح است، ديگر كل آن پديده و تحليل ارائه شده از آن را میپذيرد. دشمنان از اين طريق میتوانند اهداف مورد نظر خود را به مخاطب تحميل كنند.
طبيعتاً راه مقابله با جنگ نرم كه امروزه بهطور ويژه دانشگاهيان ما درگير آن هستند، اين است كه اولاً درك كنيم كه اين هم يك نوع جنگ است. گمان نكنيم جنگ، فقط جنگ نظامی و سخت است. طرف مقابل ما در اين جنگ نيز به دنبال اهداف و منافع خاص خود است و چيز ديگری مدّنظرش نيست. درك اينكه در شرايط جنگ نرم قرار داريم، كمك میكند تا واقعيات اجتماعی و سياسی پيرامونمان را بهتر ببينيم.
نكتهی دوم اينكه بايد درك كنيم اگر در رابطه با يك پديده از سوی رسانههای بيگانه چند مؤلفه به صورت ظاهراً صحيح القاء میشود، مؤلفههای فراوان ديگری هم وجود دارد كه در قالب اين چند مؤلفهی صحيح، به صورت خلاف واقع و كذب به خوراك فكری برای مخاطبان تبديل میشود. اگر قشر جوان و دانشجويان ما دريابند كه مجموعهی اين مؤلفهها، لزوماً صادق نيست و در دل مؤلفههای درست، بسياری از مؤلفهها به صورت كاذب وجود دارد، از جذابيت ظاهری كه از طريق القائات فكری و فرهنگی میتواند بر افكار تأثير بگذارد، كاسته میشود. در اين رابطه بايد دائماً آگاهیبخشی و يادآوری صورت پذيرد.
آيهی 194 سورهی بقره میفرمايد: "فمَن اعْتَدی عَليكم فاعْتَدوا عليه بِمثل ما اعتَدی عَليْكم"؛ يعنی وقتی دشمنان با شما وارد جنگ شدند، شما هم با آنها مقابله به مثل كنيد. اگر جنگ، جنگ نظامی است بايد از طريق نظامی وارد شد؛ "و أعِدّوا لهم ما اسْتَطعتم مِن قُوّة". اگر جنگ، جنگ اقتصادی است، به همان شيوه و اگر جنگ، جنگ فرهنگی و فكری است بايد مقابل به مثل ما هم به همان صورت شكل بگيرد. بنابراين در كنار موارد پيشگفته و شايد بهعنوان يك محور اساسی، بايد مقابله به مثل هم با همان شيوههای فكری- فرهنگی و تقويت افكار سالم در ضمير جامعه كار كرد. تلاش برای تقويت روزبهروز باورهای سالم، هجمههای فرهنگی و نرم را نيز خنثی خواهد كرد.
ما همان نسل جوانيم كه ثابت كرديم
در ره عشق جگردارتر از هر مردیم
هر زمان بوي خميني (ره) به سر افتد ما را
دور سيد علي خامنه اي ميگرديم
حقيقت ذكر
حـقـيـقت ذكر و ياد خدا عبارت است از توجه قلبى انسان به ساحت قدس الهى و توجه كاملِ تـمـامـىِ وجود آدمى به ذات احديت . اطلاقِ ياد خدا به ذكر لفظى و زبانى از آن جهت است كه ذكر
لفـظـى از آثـار ذكـر قـلبـى است ؛ وقتى دل مشغول ياد خدا و ذكر الهى است ، زبان نيز بـيـانـگـر آن اشـتـغـال قـلبـى مـى شـود؛ وگـرنـه ذكـر حـقـيقى همان ذكر قلبى و توجه دل به سوى پروردگار جهانيان است .
آثار ياد خدا
الف . آثار دنيوى
يـاد خـدا در زنـدگـى دنـيوى انسان ، آثار و بركات فراوانى دارد كه در دو محور مادى و معنوى به تبيين آن مى پردازيم .
آثـار مـادى : عـمـده تـريـن آثـار و بـركـات مـادى يـاد خـدا در زنـدگـى دنـيـوى به شرح ذيل است :
1. شـكـوفـايـى عـقـل : از آثـار ارزشـمـنـد ذكـر خـدا و مـداومـت بـر آن ، روشـنـى دل و خرد انسان است ؛ چنان كه در سخنان گهربار امام على (ع ) مى خوانيم :
مَنْ ذَكَّرَ اللّهُ سُبْحانَهُ اَحْيَا اللّه قَلْبَهُ وَ نَوِّرَ عَقْلَهُ وَ لُبَّهُ51؛ هر كس به ذكر و ياد خداى سبحان مشغول باشد، خداوند دلش را زنده ، انديشه و خرد او را روشن مى گرداند.
در جاى ديگر مى فرمايند:
اَلذِّكـْرُ نـُورُ الْعـُقـُولَ وَ حـَيـاةُ النَّفـُوسَ، وَ جـَلاءُ الصُّدُورَ52؛ يـاد خـدا، روشـنـى عقول ، و زندگى بخش جانها و صيقل دهنده سينه هاست .
اَلذِّكـْرُ هـِدايـَةُ الْعـُقـُول وَ تـَبـْصـِرَةُ النُّفـُوسَ53؛ يـاد خدا، مايه هدايت خردها و بصيرت جانهاست .
2. پايدارى و پيروزى : در قرآن كريم مى خوانيم :
يـَا اءَيُّهـَا الَّذِيـنَ اَّمـَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللّهَ كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (انـفـال : 45)؛ اى كسانى كه ايمان آورده ايد، اگر به گروهى از دشمن برخورد كرديد، پايدارى كنيد و خدا را فراوان ياد كنيد، باشد كه پيروز شويد.
شـك نـيـسـت كه توجه به خدا و ياد علم و قدرت بى پايان الهى و تكيه به رحمت وسيع پـروردگـار، روحـيه سرباز و مجاهد فى سبيل اللّه را تقويت مى كند و در پرتو ياد خدا احساس قدرت كرده ، خود را تنها و بى ياور نمى بيند.
امام سجاد(ع )، مرزبانان را اين گونه دعا مى كند:
پـروردگـارا، در پـرتـو يـاد خـويـش ، يـاد دنـيـاى فـريـبـنـده را از دل ايـن پـاسـداران مـبـارز بـيـرون سـاز و تـوجـه بـه زرق و بـرق اموال (مظاهر دنيا) را از قلب آنها دور ساز و بهشت را در برابر چشمان و فكر آنها قرار ده .54
حضرت على (ع ) مى فرمايد:
هرگاه در جنگ با دشمن رو به رو گشتيد، كمتر سخن بگوييد و بيشتر خداى بزرگ را ياد كنيد.55
3. تـجـارت و بازار: شيطان براى غافل كردن انسانها، از طرق مختلف وارد مى شود و هر كـس را بـه تـنـاسـب جـايـگـاه و شـغـل و مـوقـعـيـتـى كـه دارد، مـى فـريـبـد و مـشـغـول مـى سـازد. آنـچـه مـى تواند انسان را از دام هاى مختلف شيطان رهايى بخشد، ياد خداست . بازار و محل تجارت و كسب و كار، يكى از مراكز فعاليت شياطين است . امير مؤ منان على (ع ) مى فرمايد:
اَكْثِرُوا ذِكْرَ اللّهَ عَزَّوَجَل اِذا دَخَلْتُمُ الاَْسْواقَ عِنْدَ اشْتِغالِ النّاسِ فَاِنَّهُ كَفّارَةٌ لِلذُّنُوب وَ زِيادَةٌ فِى الْحَسَنات وَ لا تَكْتُبُوا فِى الْغافِلِينَ؛56 هرگاه به بازار مى رويد و مردم سـرگرم كار و تجارتند، خداى بزرگ را بسيار ياد كنيد؛ زيرا اين كار، گناهان را پاك و بر حسنات مى افزايد؛ و در زمره غافلين نوشته نمى شويد.
ادامه مطلب...

